پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی

خواندن و نوشتن را دوست دارم. هم‌پیشانی‌هایم را دوست دارم. فکر می کنم باید درباره داشته‌ها و نداشته‌هایمان با هم حرف بزنیم.

پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی

خواندن و نوشتن را دوست دارم. هم‌پیشانی‌هایم را دوست دارم. فکر می کنم باید درباره داشته‌ها و نداشته‌هایمان با هم حرف بزنیم.

پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی

اینکه «تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب و هنرش نهفته باشد» حرفی است و اینکه سخن نگوییم تا عیب و هنرمان نهفته باشد، حرفی دیگر.
بسیاری از بندگان خدا بوده اند که از اتفاق چون کمتر سخن گفته‌اند، تا عیب و هنرشان نهفته باشد(!)، یک عمر با عقاید و افکار من درآوردی سپری کرده اند.
«مرد» باید سخن بگوید، آشکار و روشن؛ تا با لطف حضرتِ «عقلِ جمعی» به عیوب سخن و اندیشه‌اش پی‌ببرد.
برای همین بر هر انسانی که دوست دارد اندیشمندانه زندگی کند، فرض است که با گفتن و نوشتن، خود را در معرض سرنیزه‌های سوزنده و سازنده نقد دیگران قرار دهد. و از عیان شدن عیب و رسوا شدن هنرش نهراسد. من برای آموختن، می‌نویسم.

هم‌پیشانی سلام!
نوشته‌های این وبلاگ، منتخبی از نوشته‌های به واقع جور واجور من در سایت پیشانی(www.pishani.ir)-در سال‌های 89 تا 92- است که به فراخور احوال و اوضاع شخصی و اجتماعی نوشته‌ام. بنا دارم برگزیده‌ای از آن نوشته‌ها را-با بازنگری اندک- به همراه نوشته‌های جدیدی در اینجا منتشر نمایم. امیدوارم همچون گذشته از نظرات شما بهرمند شوم.
حامد صفایی‌پور

دنبال کنندگان ۸ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

📝« در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری فرهنگی و بی اهتمامی در دستگاه های فرهنگی به چشم می خورد». 

        رهبر  انقلاب (در اولین دیدار با نمایندگان منتخب مجلس دهم، 16 تیرماه 1395). 


 دریک جست وجوی ساده در سایت های خبری چندین دیدگاه  درباره این قضاوت اخیر رهبر انقلاب قابل ردیابی است. در این یادداشت ها، در مواردی تحلیل های سیاسی و جناحی و در مواردی محکوم کردن برخی نهادهای سیاست گذار، از جمله شورای انقلاب فرهنگی، به چشم می خورد. با این حال همچنان توجهات جدی در ریشه شناسی این پدیده مشاهده نمی شود.  


ماجرا از این قرار است که یکی از مدیران فرهنگی شهر،بر روی «صندلی داغ» یک برنامۀ زندۀ تلویزیونی می­‌نشیند و در پاسخ به پرسشِ «به خودتان چه نمره‌­ای می­‌دهید؟»، نمرۀ 12می­‌دهد. این نمرۀ ناپلئونی باعث می‌­شود که نقدهای رنگارنگی به سوی او سرازیر شود. برای نمونه این­که «با این عملکرد، 12 هم زیادت است(!)» تا این رنگ که «با این نمره، زحمات دیگر همکاران را نادیده گرفته‌­اید» یا این­که «بهتر بود این «نمره» در نسب با عملکرد «دیگر سازمان ­مشابه» داده می­‌شد و نه به صورت مطلق».

این نقدها، مدیر فرهنگیِ ما را بر آن داشت تا یادداشتی با عنوانِ «چرا نمرۀ دوازده؟» بنویسد و توضیح دهد که از دید او، (در کل) «نمره میانگین مدیریت در جامعه ما در همه حوزه‌­ها، به ویژه حوزه فرهنگ، پایین است» یا اینکه «وقتی می­‌گویم 12، یعنی (متاسفانه) بر خلاف ادبیات رایج مدیران ما، همه چیز خوب نیست، همه چیز عالی نیست و همیشه ما الزاماً بهترین و شایسته­‌ترین نیستیم».

حالا من، این ماجرا را بهانه کرده‌­ام تا سه نکته را در قالب این یادداشت تقدیم نمایم.

فکرم نمی‌آید!


Kargah2💡 کارگاه تفکر نقادانه مجازی(تلگرامی)- در سطح نیمه حرفه ای
📙 بر اساس کتاب «تیزفکری؛ مهارت فهم و سنجش استدلال»

(ویژۀ دانشجویان و علاقه‌مندان مهارت‌های اندیشیدن)
 دوم مرداد تا یازده شهریور 95 (6 هفته) 

💠 با تدریس: دکتر حامد صفایی‌پور و استادیاری خانم‌ها الهام یوسفی و فاطمه مجلسی و یک موجود «مخالفم پس هستم« دیگر!  
(در ادامه توضیحات بیشتر و دقیقتری آمده است)

ریای فرهنگی

ریای فرهنگی

اتِل بندی


تو خوب شدی و  آتل‌بندی‌ها نه! 

گنبدِ مینای رویین تن من،

به واحد اورژانس بگو:


«مرمت» بس است! ...
تو را به «بخش» منتقل کنند! 


22 خرداد 1395

HamPIshani@