پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی حامد صفایی‌پور

خواندن و نوشتن را دوست دارم. هم‌پیشانی‌هایم را دوست دارم. فکر می کنم باید درباره داشته‌ها و نداشته‌هایمان با هم حرف بزنیم.

پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی حامد صفایی‌پور

خواندن و نوشتن را دوست دارم. هم‌پیشانی‌هایم را دوست دارم. فکر می کنم باید درباره داشته‌ها و نداشته‌هایمان با هم حرف بزنیم.

پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی حامد صفایی‌پور

اینکه «تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب و هنرش نهفته باشد» حرفی است و اینکه سخن نگوییم تا عیب و هنرمان نهفته باشد، حرفی دیگر.
بسیاری از بندگان خدا بوده اند که از اتفاق چون کمتر سخن گفته‌اند، تا عیب و هنرشان نهفته باشد(!)، یک عمر با عقاید و افکار من درآوردی سپری کرده اند.
«مرد» باید سخن بگوید، آشکار و روشن؛ تا با لطف حضرتِ «عقلِ جمعی» به عیوب سخن و اندیشه‌اش پی‌ببرد.
برای همین بر هر انسانی که دوست دارد اندیشمندانه زندگی کند، فرض است که با گفتن و نوشتن، خود را در معرض سرنیزه‌های سوزنده و سازنده نقد دیگران قرار دهد. و از عیان شدن عیب و رسوا شدن هنرش نهراسد. من برای آموختن، می‌نویسم.

هم‌پیشانی سلام!
نوشته‌های این وبلاگ، منتخبی از نوشته‌های به واقع جور واجور من در سایت پیشانی(www.pishani.ir)-در سال‌های 89 تا 92- است که به فراخور احوال و اوضاع شخصی و اجتماعی نوشته‌ام. بنا دارم برگزیده‌ای از آن نوشته‌ها را-با بازنگری اندک- به همراه نوشته‌های جدیدی در اینجا منتشر نمایم. امیدوارم همچون گذشته از نظرات شما بهرمند شوم.
حامد صفایی‌پور

آخرین دیدگاه ها
  • ۰
  • ۰

برنامه درسی این دوره: ج 1؛ مفهوم خداوند/ ج 2: مفهوم کیهان/ ج 3: مفهوم نظم و هدفمندی/ ج 4: برهان‌های نوین نظم و هدفمندی/ ج 5: نقد و بررسی برهان‌ها/ ج 6: جمع‌بندی

  • ۰
  • ۰
مجموعه فایل‌]ای اموزشی مدیریت پرسش‌ها در شناخت و انتخاب همسر را بر روی کانال هم‌پیشانی منتشر نمودم. امیدوارم مورد استفاده علاقمندان قرار گیرد. هدف این مجموعه انتخاب عقلانی با توجه به فرایندهای عقلی و شناختی لازم برای انتخاب همسر و در 
روند آشنایی است. چند توضیح تکمیلی درباره این مجموعه چنین اند

1. این بحث، بحثی شناختی و عقلی در زمینه مدیریت روند آشنایی و انتخاب همسر با تاکید بر هنر پرسشگری است. 
2. پرداختن به موضوع#آموزش_قبل_از_ازدواج ازبیش از 5 سال است که از اولویت‌های پژوهشی اینجانب خارج شده است. 
3. این بحث نیز به واقع با غالب کارگاه‌های اینچنینی متفاوت است. این را شرکت کنندگان در کارگاه ها بارها به من بازخورد داده اند. برخی می گفتند گویی در یک کارگاه فلسفه یا #با_هم_اندیشیدن در موضوع #انتخاب_همسر وارد شده اند. 
4.  اصلی‌ترین علت و زمینه اجتماعی که باعث شد من در این موضوع وارد شده و چنین کارگاهی را طراحی، اجرا و فیلمبرداری کنم رواج بسیار و بی رویه آموزشهایی (در شهر اصفهان) بود که دو پیش فرض کلیدی داشت: نخست اینکه در طبقه بندی معیارهای انتخاب همسر غالبا همه طیف ها و طبقات و سلیقه های اجتماعی را #یکسان_سازی می‌کردند و دوم اینکه با ارائه برخی پاسخ‌های از پیش معلوم در پی حل مسایلی بودند که حل آنها فردیت، #خودانگیختگی و #شهامت _فکری تک تک مخاطبان را می  طلبید. ن منتقد هر دو پیش فرض بودم . معتقد بودم نمی توان ایتدا همه نگرش‌ها و سبک‌های زندگی را یکسان‌سازی نموده و آنگاه به آموزش و ارائه راه‌حل‌های عملی در اینباره پرداخت ، همچنین برای انتخاب عاقلانه لازم است عقلانیت انتخاب مخاطبان ارتقاء یابد و تا وقتی این بلوغ عقلانی -لااقل در میان بخشی از جوانان که با این دست از پرسش‌ها دست به گریبان هستند- اتفاق نیافتد، نمی توان از مشکلات ناشی از انتخاب‌های نسنجیده اجتناب کرد. 

امیدوارم مرور این تجربه و به اشتراک گذاشتن تولیدات و مستندات آن، امروز نیز برای علاقمندان چنین روش‌هایی مفید و راه‌گشا باشد. 


با احترام 
حامد صفایی‌پور 
24 خرداد 1396 
  • ۰
  • ۰

Haveing no commitment to try to further God's projects in our world. 


عجب عبارتی!

"تعهد نداشتن به پیشرفت پروژه های خداوند در جهان".  


الوین پلنتیگا -فیلسوف دین معاصر آمریکایی- می گوید باور مذهبی داشتن به این نیست که مثلا باور داشته باشیم "خدایی هست" یا "این خدا خالق جهان است" و تعالیمی از این دست. چه بسا این باورها تنها پاسخ هایی هستند که ما را از شر برخی پرسشهای متافیزیکی مثلا درباره چرایی وجود جهان و توضیحی درباره چرایی عملکرد آن راحت می کنند. "خدا حلال مشکلات است(!)". 


 از نظر او باور دینی داشتن ریشه در نگرش و رویکرد(attitude) دینداران به چنین باورهایی دارد. کسی که #تعهدی به تحقق پروژه های خداوند در جهان ندارد نمی تواند ادعا کند که باورهای او باورهای دینی اند.  

  • ۰
  • ۰

سوال: آقای دکتر منظور شما از گفت­و­گو چیست؟ ما انسان هستیم. همه زبان داریم و با هم حرف می زنیم و سخن می­گوییم و در جامعه هم همه با هم گفت و گو می­کنند. آیا شما همین را در نظر دارید، یا چیزی بیش از این است؟ 

ابتدا باید تفاوت چندین مفهوم را روشن کنیم. یکی مفهوم مناظره، یکی مذاکره، یکی گپ­زدن و بالاخره گفت­وگو. مفاهیمی مثل تک گویی (منولوگ) و دیالوگ نیز باید روشن بشود. داشتن «زبان» که شما اشاره کردید، شرط فیزیکی گفت­وگو است؛ ولی گفت­و­گو شرط ذهنی و شروط روحی و روانی، احساسی و هیجانی هم دارد. ما ممکن است در ظاهر با هم حرف بزنیم، ولی با تحلیلی که از این حرف زدن انجام می‌گیرد روشن شود که واقعا با هم گفت‌و‌گو نمی‌کنیم؛  بلکه تک‌گویی می‌کنیم.

  • ۰
  • ۰

 
سئوالات آزمون فلسفه پیش دانشگاهی علوم انسانی
1391

(1): دست روزگار شما را با یک بنده خدای ملحد(!) روبرو کرده است که البته از بحث های فلسفی خوشش می آید.
برهان وجوب و امکان ابن سینا را شیر فهم[1]­اش کنید. مقدمات برهان اینها بودند، شما برای فهم بهتر هر مقدمه را در یک دو جمله برایش توضیح دهید و در پایان نتیجه را بر اساس این مقدمه ها اثبات کنید:

1-1- ابتدا بد نیست یک مقدمه درباره این برهان برایش بگویید، بگویید چرا خود ابن سینا اینقدر کیف کرده بود که چنین برهانی را ترتیب داده است:

 

 

1-2: حالا این 4 مقدمه را توضیح دهید:

مقدمه1: در جهان موجودات وجود دارند. ( بهتر است در  همین ابتدای بحث از چوب استفاده نکنید! با ملایمت توضیح دهید! عرض کردم او یک سوفیست نیست.)

  • ۰
  • ۰


اشاره: در سال 1389 این تجربه را داشتم که برای نخستین بار کتاب آشنایی با فلسفه(فلسفه اسلامی) علوم انسانی-مفطع پیش دانشگاهی- را در یکی از دبیرستان‌های اصفهان درس بدهم. این فرصت بهانه ای شد تا درباره ضرورت های آموزش فلسفه اندیشه کنم و برای تدوین متمم‌ها و روش‌های فکر انگیز در آموزش فلسفه کار ینمایم.

کتابها اشکال‌های متعددی داشتند.
در کتاب رسمی فعلی(سال 89-90) آموزش و پرورش، ساختار و متن کتاب فلسفه به شکل دقیق و استدلالی پیش نرفته است و گاهی مقدمه و نتیجه، اصل و فرع، بیّنات و تنبیهات به یکدیگر آمیخته انددر مواردی نیز استدلال ها و دعاوی از اساس غلط بوده و در نتیجه قابل دفاع نیستند. نتیجه این آشفتگی، آشفتگی دبیر در تدریس و دانش آموز در فهم مطالب است  وخامت این نتایج تا به آن‌جا پیش می‌رود که دانشِ امفهومی و فکر انگیزی همچون فلسفه، که جز با تامل و تفکر سروکار ندارد، به درسی حفظی و بی محتوا تبدیل می‌شود. این عوامل از جمله عواملی است که باعث بی علاقگی دانش آموزان به این درس شده است.

  • ۰
  • ۰

من چند روز قبل نامه سرگشاده و انتقادی خود به یکی از سخنرانی‌های آتشین #حسن_عباسی را که در سال 91 نوشته بودم در کانال #هم_‌پیشانی بازنشر نمودم(+). دلیل این بود که می دیدم شوربختانه این «آقای عباسی» همان آقای عباسی قبلی است و در ایام انتخابات هم جان و انگیزه تازه گرفته و با روش همیشگی به جنگ افروزی مشغول است. فریاد می زند و دانشجویان - به خصوص  دانشجویان مذهبی و انقلابی- را  تحریک می‌کند. تا اینکه امروز بخش‌هایی از سخنرانی دو روز گذشتۀ او در دانشگاه اصفهان را شنیدم. سخنرانی که چه عرض کنم، شما فرض کنید مرد خشمگینی را زندانی کرده اند و تا ساعتی دیگر قرار است مجازات شود؛ او میله های زندان را گرفته و بر صغیر و کبیر فحش می‌دهد. سر بر میله‌ها می‌کوبد و فریاد می‌زند! ... کجا؟ تالار پیامبر اعظم(ص) در دانشگاه اصفهان؛ به دعوت که؟ (شوربختانه) بسیج محترم دانشجویی و به چه کسی فحش می‌دهد؟ به دکتر #محسن_رنانی، استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان، که تقریبا بیشتر روزهای سال، بعد از ظهرها در اتاقش می‌نشیند و به پرسش‌ها و نقد و نظرهای دانشجویان پاسخ می‌دهد. استادی که همه سخنرانی‌هایش را با «از خدا جوییم توفیق ادب/ بی ادب محروم ماند از لطف رب» آغاز می‌کند. 

  • ۰
  • ۰

این مقاله در 131امین شماره ماهنامه علمی-تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت منتشر شده است. برای مشاهده مقاله به سایت این مجله رجوع فرمایید: +
+این مقاله در سایت صدانت نیز منتشر شده است: +


چکیده مقاله
ادعای «درهم تنیدگی انسان و جهان» یا «پیدایش جهان برای انسان» از جمله دعاوی بحث انگیز در حوزۀ میان رشته ای علم و دینِ معاصر است. ارائۀ تصویری کلی و مروری از جنبه های فلسفی این مسئله، با اشاره به آراء موافق و مخالف – در چارچوب روش شناسی طبیعت گرای تجربی معاصر- مهم ترین هدف این مقاله است. در یک سو، دیدگاهی است که وضعیت ریزتنظیمِ جهان (/وضعیت) را شاهدی قدرتمند بر غایتمندی جهان قلمداد می کند؛ دیدگاهی که برای خداباوران جذابیت دارد. در دیگر سو، دیدگاهی که یا از اساس «وضعیت» را تبیین خواه نمی داند تا آن را شاهدِ نیرومندی به سود غایتمندی به حساب آورد یا تبیین های رقیب را از تبیین غایت انگارانه برتر می داند. بررسی این چالش ها قدم نهادن در راهی است که بخشی از سهم انسان معاصر دربارۀ پرسش «ما چرا این جاییم؟» را توصیف می کند.