پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی

خواندن و نوشتن را دوست دارم. هم‌پیشانی‌هایم را دوست دارم. فکر می کنم باید درباره داشته‌ها و نداشته‌هایمان با هم حرف بزنیم.

پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی

خواندن و نوشتن را دوست دارم. هم‌پیشانی‌هایم را دوست دارم. فکر می کنم باید درباره داشته‌ها و نداشته‌هایمان با هم حرف بزنیم.

پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی

اینکه «تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب و هنرش نهفته باشد» حرفی است و اینکه سخن نگوییم تا عیب و هنرمان نهفته باشد، حرفی دیگر.
بسیاری از بندگان خدا بوده اند که از اتفاق چون کمتر سخن گفته‌اند، تا عیب و هنرشان نهفته باشد(!)، یک عمر با عقاید و افکار من درآوردی سپری کرده اند.
«مرد» باید سخن بگوید، آشکار و روشن؛ تا با لطف حضرتِ «عقلِ جمعی» به عیوب سخن و اندیشه‌اش پی‌ببرد.
برای همین بر هر انسانی که دوست دارد اندیشمندانه زندگی کند، فرض است که با گفتن و نوشتن، خود را در معرض سرنیزه‌های سوزنده و سازنده نقد دیگران قرار دهد. و از عیان شدن عیب و رسوا شدن هنرش نهراسد. من برای آموختن، می‌نویسم.

هم‌پیشانی سلام!
نوشته‌های این وبلاگ، منتخبی از نوشته‌های به واقع جور واجور من در سایت پیشانی(www.pishani.ir)-در سال‌های 89 تا 92- است که به فراخور احوال و اوضاع شخصی و اجتماعی نوشته‌ام. بنا دارم برگزیده‌ای از آن نوشته‌ها را-با بازنگری اندک- به همراه نوشته‌های جدیدی در اینجا منتشر نمایم. امیدوارم همچون گذشته از نظرات شما بهرمند شوم.
حامد صفایی‌پور

دنبال کنندگان ۹ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید



بخشی از مقدمه سخنرانی من در این نشست: 

ما چرا این¬جاییم؟؛ راز «وضعیتِ» هم¬سازی و تعبیۀ شرایط حضور ما در این جهان چیست؟ این پرسش به ظاهر ساده با انبوهی از پرسش¬ها در هم تنیده است. مثلا آیا از اساس این پرسشی به-جاست و ما با «وضعیت تبیین¬خواهی» روبرو هستیم؟ شاید خرگوش¬ها و نهنگ¬های دریایی هم بتوانند با اعتماد به نفس و شگفتی این پرسش را درباره خود مطرح کنند؟! آیا مجاز هستیم تا به صورت شکاکانه سوال کنیم که: چه محتوای معقولی در احساس شگفتی از هم¬سازی جهان با وجودمان وجود دارد؟ اگر ما در احساس شگفتی از وضعیت جهان، به حق هستیم، چه تبیین¬هایی درباره این وضعیت وجود دارد؟ چگونه می¬توانیم یکی از این تبیین¬ها را به عنوان تبیین برتر بپذیریم؟ به بیان دیگر، ضوابط روش¬شناختی ما در انتخاب تبیین برتر چیست؟ شاید این هدفمندی و نظم ظاهری جهان، تبیینی جز شانس و مساله حضور ما در یک بخت آزمایی بزرگ کیهانی نداشته باشد؟ یا شاید ما در یکی از میلیون¬ها جهان موازی ناهم¬ساز با وجودمان زندگی می¬کنیم؟! از طرف دیگر، شاید قانونِ طبیعی کشف ناشده¬ای در میان است که ما از آن بی¬خبریم و این اثر آن قانون است که ما در جهانی «میزبان حیات» به سر می¬بریم. اما اگر این دو دسته تبیین – با همه شقوق و ریزه¬کاری¬هایش- برترین تبیین نباشد، و بتوانیم آن¬ها را با دلایلی کنار بزنیم، آیا می¬توانیم از تبیینی غایت¬انگارانه سود ببریم و وضعیت را به صورت غایت¬انگارانه تبیین کنیم؟ یعنی به زبان ساده بگوییم: جهان از آغاز آبستن وجود ما بوده است؛ جهان چنین است چون ما غایت آنیم. آیا ما در این باور معقول هستیم که در جهان هدفمندی به سر می¬بریم؟


بازجویی با بازی

به بچه های کلاس منطق در دبیرستان گفتم می توانید برای امتحان یک برگه کاغذ A5 تقلب همراه بیاورید. این‌ها نمونه‌ای ارگه های تقلب بچه‌هاست. ما معلم ها باید کاری کنیم که بچه ها با همان خلاقیتی که تقلب می کنند، درس بخوانند😊
امتحان جلسه بازجویی نیست. فرصتی است برای سنجش یادگیری، تجربه پاسخگویی و شجاعت اندیشیدن.