پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی حامد صفایی‌پور

خواندن و نوشتن را دوست دارم. هم‌پیشانی‌هایم را دوست دارم. فکر می کنم باید درباره داشته‌ها و نداشته‌هایمان با هم حرف بزنیم.

پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی حامد صفایی‌پور

خواندن و نوشتن را دوست دارم. هم‌پیشانی‌هایم را دوست دارم. فکر می کنم باید درباره داشته‌ها و نداشته‌هایمان با هم حرف بزنیم.

پیشانی؛ گاه‌نوشته‌های فرهنگی حامد صفایی‌پور

اینکه «تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب و هنرش نهفته باشد» حرفی است و اینکه سخن نگوییم تا عیب و هنرمان نهفته باشد، حرفی دیگر.
بسیاری از بندگان خدا بوده اند که از اتفاق چون کمتر سخن گفته‌اند، تا عیب و هنرشان نهفته باشد(!)، یک عمر با عقاید و افکار من درآوردی سپری کرده اند.
«مرد» باید سخن بگوید، آشکار و روشن؛ تا با لطف حضرتِ «عقلِ جمعی» به عیوب سخن و اندیشه‌اش پی‌ببرد.
برای همین بر هر انسانی که دوست دارد اندیشمندانه زندگی کند، فرض است که با گفتن و نوشتن، خود را در معرض سرنیزه‌های سوزنده و سازنده نقد دیگران قرار دهد. و از عیان شدن عیب و رسوا شدن هنرش نهراسد. من برای آموختن، می‌نویسم.

هم‌پیشانی سلام!
نوشته‌های این وبلاگ، منتخبی از نوشته‌های به واقع جور واجور من در سایت پیشانی(www.pishani.ir)-در سال‌های 89 تا 92- است که به فراخور احوال و اوضاع شخصی و اجتماعی نوشته‌ام. بنا دارم برگزیده‌ای از آن نوشته‌ها را-با بازنگری اندک- به همراه نوشته‌های جدیدی در اینجا منتشر نمایم. امیدوارم همچون گذشته از نظرات شما بهرمند شوم.
حامد صفایی‌پور

آخرین دیدگاه ها

۵۶ مطلب با موضوع «مهارت‌های اندیشیدن» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

  • ۰
  • ۰

علیه باور عمومی سخن‌گفتن، قدری اغراق و شیطنتِ زبانی می‌خواهد. این روزها، همچنان، مثل روزهای قبل، باور عمومی و مُد زمانه این است که سواد و مدرک، جای اندیشیدن و درک را می‌گیرد. «روان‌شناس» کسی نیست که نظریات را از بَر کرده و «فیلسوف» کسی که «کتاب‌های فلسفه» را روزنامه‌وار یا رمان‌وار خوانده است. ای بسا «دکتر» که در مهد کودک ذهنش یک کودک کنج‌کاو و یک لذت کشف پیدا نمی‌شود. مدرک جای درک، و سواد جای اندیشیدن را نمی‌گیرد. 


شاید بهتر است بگویم: «سواد، بدون اندیشیدن شکل نمی‌گیرد.» «اطلاعات» می‌تواند در انبار ذهن ذخیره شود. «ذهنِ انباری» می‌تواند منبع احتکار اطلاعات باشد. «ذهنِ انباری» مانند ورزشکاری که مواد نیروزا می‌خورد اما تحرکی ندارد. تحرک، اندیشیدن است و اندیشیدن، واژه‌ای کلّی برای همهٔ فعالیت‌هایی که ذهن به‌صورت ارادی و با تأمل انجام می‌دهد. تحلیل(/واکاوی) با همهٔ اقسام آن، تحلیل از طریق مقایسه، تحلیل از طریق بررسی پیشینهٔ موضوع، تحلیل از طریق بررسیِ موردی و غیره، از مهم‌ترین فعالیت‌های ذهن است. بدون تحلیل، به «ذهنِ انباری»، صفت تنبلی (خوردن و خوابیدن) نیز اضافه می‌شود.

  • ۰
  • ۰

  • ۰
  • ۰

  • ۰
  • ۰

بیان بلاغی:استفادۀ نابه ­جا از ابزارهای بلاغی برای منحرف­ کردن یک عبارت، چه با ارزش­گذاری مثبت و چه منفی.

تبیین بلاغی:

1.       حسن­تعبیر: استفاده از کلمات و عباراتی که تداعی ارزش­گذاری مثبت می­کنند.

-         «دست­دوم» به­جای «مستعمل»

-         «مبارز آزادی» به جای «مخالف دولت»

2.       سو­تعبیر: استفاده از کلمات و عبارات جایگزین که تداعی ارزش­گذاری منفی می­کنند.

-        «بی دست و­پا» به جای «بی دقت»،

-         «غربی» به جای «دگر اندیش».

تعاریف بلاغی: ایجاد نوعی پیش­داوری در معنای واژگان یا عبارات

1.       از طریق تعریف واژه:

-         ازمایش بر روی حیوانات شکنجه­گری است. بنابراین این پزشکان شکنجه­گر هستند!

-         قدرت اول دنیا کشوری است که سلاح اتمی داشته باشد. بنابراین آمریکا قدرت اول دنیا است.

2.    از طریق مثال:

-         مدیر مدرسه سپهر آدم آب زیرکاهی است، با پنبه سر می برد، از مدارس غیر انتفاعی نمی توان بیش از این انتظار داشت.

-         شما مردها همه سر و ته یک کرباسید، آن از بابا که جواب درستی به آدم نمی­دهد. این هم از تو که فقط بلدی مخالفت کنی و توی ذوق آدم بزنی!

-        

 

مقایسه­های بلاغی: تاثیر گذاری از طریق مقایسه

1.         مقابسه مثبت:

-         نگاه تو از آیینه زلال­تر است!

-         مثل سقراط، مثل یک سخنور توانا، حرف می­زنی.

-         حرف لیلا را گوش کن! از مادر مهربان­تر است.

2.     مقابسه مثبت:

-         مثل کرکس به من زل نزن!

-         عین دارکوب رو مخ منی!

-         حرف لیلا، این مار خوش­خط و خال را گوش نکن!

کلیشه های بلاغی: اشاره به گروه اندکی از افراد یک مجموعه تحت یک نام، توصیف یا اسم معرفه جمع، که تصویری از آن گروه می­دهد که بر شواهد کافی مبتنی نیست و افراد را وادار به پذیرش می­کند.

-         دوباره گریه؟! چرا شما زن­ها این­قدر احساساتی هستید؟

من که با او هم اتاق نمی­شوم، اصفهانی خسیس!

 

کنایه: این ابزار، شکاف میان مکالمه­ها را پُر می­کند تا نیازی به توضیح دقیق منظور نباشد.

-         انتخاب من به عنوان یکی از منتخبان تیم ملی، این امید را به وجود  آورد که حداقل یک مدال طلا در بازی های جهانی کسب خواهیم کرد.

-         غذا شور نیست، فقط جعبه نمک خالی است!

پرسش معنادار: پرسش­هایی که بر برخی پیش­فرض­ها متکی هستند و این پیش­فرض­ها مستقل از جواب مخاطب مطرح شده است. پرسشگر می تواند به کمک این الگو پیش­فرض­های خود را به ذهن مخاطب القاء کند.

-         دیگر زنت را نمی­زنی؟!

-         با توجه به حس سابقه­ات در این اداره ی­خواهی با تصمیم من مخالفت کنی؟!

-         تا کی می­خواهی در مواضعت با مردم همراه نباشی؟!

 

طفره رفتن: فرار از زیر بار مسئولیت؛ این ابزار بیشتر در تبلیغ، سیاست و ... به کار می­رود.

-         برخی از پزشکان هنوز قانع نشده اند که آسپرین عامل سندرم ری در کودکان است. (در حالی­که 98 درصد از پزشکان قانع شده اند که آسپرین عامل سندرم ری در کودکان است.)

-         ممکن است این طور نباشد که تمام خیابان­های شهر اصفهان نیاز به نوسازی و آسفالت مجدد دارند.

 

کاهنده­های ارزش: کاستن از ارزش و تلاش برای کم اهمیت جلوه دادن کسی یا چیزی.

-         این کارشناسان معاونت اجتماعی دنبال تلکه کردن ما هستند!؛ گشایش اعتبار برای ساخت برنامه با موضوع مبارزه با مواد مخدر؟! ... ما را گلابی فرض کرده اند.    

-         وقتی برای پاسخ به پرسش­های تکراری شما نداریم!

-         از مهتاب بپرسیم؟! ... مهتاب لیسانس­­اش را با نظر و نیاز گرفته است!

 

ریشخند، تمسخر، طعنه: در مباحثه، مناظره و جدل: سعی در خنداندن حاضرین به منظور متقاعد کردن آن­ها.

-         شما می­خواهید با این روش­های ناصرالدین شاهی، کسری بودجۀ خود را جبران کنید؟ ... حتما با دادن رانت بیشتر به صاحبان سرمایه!

-         با این قدرت لابد برای شرکت در مسابقات بسکتبال هم درخواست داده­ای؟

 

اغراق: برای تاثیرگذاری بیشتر از تشبیه­ها و تمثیل­های غیر معمول و گزاف استفاده می­شود.

-         محسن چاوشی بارانی­ترین صدا را دارد.

-         بهترین لباس شب سال... در ژورنال ما.

 

دلیل بدلی: ارائه پشتوانه­ای غیر از دلیل و منبع موثق برای مقبولیت و پذیرفته شدن ادعای خود.

-         مطالعات بسیار آنچه را همه می­دانیم تایید کرد: هر چه تعداد فراگیران در کلاس کمتر باشد، یادگیری آن­ها بیشتر است.

-         هیچ عاقلی نمی­پذیرد که استقلال خود را برای داشتن چند اسباب­بازی خارجی تهدید کنیم!


  • ۰
  • ۰

تیز فکری

توضیح: 

خوشوقتم که پس از تلاشی یکساله برنامه دوره آموزشی #تیزفکری در پژوهشکده اخلاق و تربیت (#فلسفه_برای_کودکان) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به تصویب رسید و  نخستین دوره بلند مدت و سلسله وار ارتقا مهارت های #تفکر_نقادانه به اجرا درآمد. 

مرحله اول ثبت نام این دوره ویژه افرادی است که مایلند در هر سه دوره ثبت نام کنند. این گروه، #گروه_هدف ما هستند. گروه هدف با تمرکز بیشتر مورد آموزش و ارزیابی و مشاوره قرار خواهند گرفت و پرونده آموزشی آنها به صورت فرد به فرد مورد بررسی قرار می گیرد. 

پس از پایان مهلت ثبت نام گروه هدف، ظرفیت باقی مانده دوره مشخص گردیده و برای هر یک از سه دوره آموزشی، ده روز قبل از زمان دوره، ثبت نام صورت خواهد گرفت. 

برای کسب اطلاعات بیشتر بروشور توصیف درونمایه و برنامه های این دوره آموزشی را اینجا مطالعه فرمائید. 

  • ۰
  • ۰

چندی پیش، هم‌صحبت دانشجوی باهوش و موفقی بودم که در ذهنش انبوهی از باورهای تحول‌خواهانه و اجتماعی جولان می-کرد. موضوعی که توجه مرا جلب کرد این بود که او، با اصرار و یقینی کامل یا به تعبیر من، با «درجه باوری بالا» بر درستی این باورها اصرار می‌ورزید. مثلا می‌گفت: «جامعه ما یک جامعه جنسیت زده است». «ما باید برابری جنسیتی ایجاد کنیم. نابرابری جنسیتی باوری منسوخ شده است». یا مثلا، «حق طلاق باید از ابتدا برای هر دو زوج وجود داشته باشد». این مثال‌ها البته همگی فقهی بودند اما باورهای او سطوح اجتماعی و فردی را نیز در بر داشتند مثلا اینکه: «درست نیست مردی در صحبت با زنی به چهره او نگاه نکند و مدام نگاهش را از صحبت کردن با او بدزد». من همچنین دانشجویان و طلاب به نسبت زیادی را با همین درجه باور اما با باورهایی ناهمسو با این مثال‌ها دیده ام. 


  • ۰
  • ۰

برای مشاهده این سخنرانی اینجا کلیک کنید.